کی خبر داره از بازی روزگار
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:16
میدونی چیه این روزا پر از ضد و نقیضم یک دم حس میکنم عاشق ترینم و یک دم دیگه ازت متنفرم فکر کنم اینم بخشی از مراحل گذر باشه یادم نیست قبلا هم در موردت اینجوری شدم یا نه ولی اون لحظه هایی که ازت متنفر میشم حقایق مثل سوز سرمای خشک به صورت کوبیده میشه و تا مغز استخونم درد میگیره از اینکه هیچوقت دوسم ندا...
....
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:16
.... تاريخ : جمعه نهم مرداد ۱۴۰۵ | 1:24 | نويسنده : ༺ بانوے בلباخته ༻ نخیر مثل اینکه دیگه صبر کردنی در کار نیست، تمام کائنات داره میگه تو جدی جدی تموم شدی و من هنوز ته دلم میگم کاش حقیقت چیز دیگه ای بود ولی نیست ولی حتی حس خودمم دیگه به تموم شدنت باور پیدا کرده باشه اصلا تموم شو ولی من گرفتار غمتم ه...
میشه
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:16
میشه؟ تاريخ : شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵ | 1:17 | نويسنده : ༺ بانوے בلباخته ༻ امشب در موردت با یه نفر حرف زدم و خدا میدونه چقدر بیشتر دلتنگت شدم انگار هرچی بیشتر ازت میگم جات تو زندگیم خالی تر میشه اصلا زندگیم فدای یه تار موی سفید شدت این حجم از خالی شدن قلبمو چجوری طاقت بیارم؟؟ مگه الکیه بگذرم از چشات از ...
دردم از اوست و درمان...
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:16
دردم از اوست و درمان... تاريخ : شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵ | 17:18 | نويسنده : ༺ بانوے בلباخته ༻ همین الان یه جمله خیلی تاثیرگزار خوندم:اونی که شمارو بیمار کرده لزوما نمیتونه درمان شما بشه و خیلی راست میگفت چون من عمیق ترین زخمام یادگاریه تو و رفتناته و حتی درست زمانی که فکر میکردم دارم التیام پیدا میکنم ب...
عمیقا و شدیدا دلتنگ آغوشتم
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:16
مسخرست داشتم پوست شکلاتمو باز میکردم که یهو دستام قفل کرد و ذهنم رفت سمت اون در آغوش گرفتنای دقایق اولی که همدیگرو میدیدیم تورو نمیدونم ولی برای من عمیق ترین لحظات حضور من تو زندگیم بود امروز داشتم فکر میکردم چند وقته که دیگه از خودمون حرف نزدیم و دیدم یک ماه شده ولی باورم نمیشه من حس میکنم خیلی سال...
رویای دم صبحی
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:16
رویای دم صبحی تاريخ : چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۵ | 0:22 | نويسنده : ༺ بانوے בلباخته ༻ صبح بود نمیدونم چه ساعتیش اصلا نمیدونم خواب بودم یا بیدار ولی حس کردم صدای دسته عزاداری شنیدم و تو حالت نیمه خوابو بیدار تورو از امام حسین خواستم و میدونی کجاش برام جالب بود؟اینکه من هنوز کامل بیدار نشده بودم و تو...
چی میخوام من
-
تاریخ: 1405/5/15 ساعت: 0:16
امشب خودمم نمیدونم چی میخوام برگشتنت یا برای همیشه رفتنتو یا شایدم بودنت به یه شکل درست و محکم چیزیه که میخوام امروز داشتم کلاغو میدیدم کاش توام شبیه جلال تکلیفت با من و خودت معلوم بود ولی متاسفانه نیست، شایدم هست که گفتی دیگه تحت هیچ شرایطی برنمیگردی نمیدونم واقعا ولی امیدوارم خیلی زود تکلیف منم با...
ماجرای ترس و دلهره...
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 14:55
ترس و دلهره... در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «ترس و دلهره...» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دانلود آه...
آنچه باید درباره عنوانی ندارم بدانید
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 14:55
عنوانی ندارم موضوع «عنوانی ندارم» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خبر کو...
پشت پرده پایان
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 14:55
پایان در این گزارش به بررسی کامل «پایان» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. 10/04/140411:486 دقیقه و ...
دوریات... در کانون توجه
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 14:55
دوریات... در ادامه، هر آنچه باید درباره «دوریات...» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نیستی و من با دلتنگی سر که نه دلت...
خلاصه نویسِ حوادث گذشته...
-
تاریخ: 1401/10/17 ساعت: 14:41
خیلی وقته چیزی ننوشتم نه اینکه حرفی نبوده یا اتفاقی نیفتاده نه اتفاقا خیلی پر از فراز و نشیب بودم ولی دست و دلم به نوشتن نمیرفت به هر حال، الان اومدم یه خلاصه ای از روزهای گذشته بنویسم اول از همه اینکه باید بگم یک هفته ای با جناب عشق تو قهرطوری گذروندیم و خب راستش قبل این قهر فکر کرده بودم که دیگه ب...
فردای زیبای من...
-
تاریخ: 1401/10/17 ساعت: 14:41
اوم راستش بعد حدود 4 ماه قراره همدیگرو ببینیم تا چند دقیقه پیش چنان استرسی داشتم که تمام تنم یخ زده بود و میلرزید ولی حالا همچین حرارت گرفتم که انگار تب 37 درجه دارم خلاصه که با همه فراز و نشیب های این مدت وقتی چشمم بهش میخوره میفهمم که ازش راه گریزی ندارم ، من و نمیشه بدون این ادم تصور کرد هرچند خو...
وعده عاشقان...
-
تاریخ: 1401/10/17 ساعت: 14:41
زیباترین سمفونی دنیا تپش قلب هامون کنار هم در نزدیکترین فاصلست♡