صبح بود نمیدونم چه ساعتیش اصلا نمیدونم خواب بودم یا بیدار ولی حس کردم صدای دسته عزاداری شنیدم و تو حالت نیمه خوابو بیدار تورو از امام حسین خواستم و میدونی کجاش برام جالب بود؟اینکه من هنوز کامل بیدار نشده بودم و تو توی ذهنم بودی یاد روزای اول آشنایی افتادم که هنوز چشمام باز نشده دنبال تلفن میگشتم تا با تو صحبت کنم و قشنگ بود این تکرار برام یه چیز دیگه هم جالب بود اینکه امروز هیچ دسته عزاداری ای از کوچه ما نگذشته بود و شاید شد که این حال و احوال به برآورده شدن حاجت برسه شایدم نشد نمیدونم هرچی که میشه امیدوارم خدا قبلش توان و ظرفیتشو بهم بده
برچسب:
نویسنده: رضا حسینپور